صدر الدين علي بن ناصر الحسيني ( مترجم : رمضان على روح الهى )
69
زبدة التواريخ ، أخبار الأمراء والملوك السلجوقية ( فارسى )
او را عتابى مىكرد سختتر از زخم تير و كمان . سپس شمشير را بالا برد « * » و تهديدش آغاز كرد و هر لحظه مىگفت كه مىزنمت ، و عميد خاموش بود و او را مجالى نبود ، تا اينكه دلقكى سيلىاش بزد و گفت : « ديّوث ، بگو مزن » . ملك ارسلان ارغون را از گفت او خنده آمد و عميد خراسان از قتل بجست . پس از آن ، عميد هزار دينار از بهر آن دلقك فرستاد ، و مردمان را اين شگفت آمد و گفتند : « به يكى سيلى ، خورنده را رستن از نيستى رسيد و زننده را هزار دينار ! » سخن از حركت سلطان اعظم عضد الدوله ابو شجاع الب ارسلان به سوى روم پس از چندى سلطان الب ارسلان در آغازين روزهاى ربيع الاول سال چهارصد و پنجاه و شش از رى رو سوى روم كرد . سلطان را خبر داده بودند كه جماعتى از كردان دزد در حوالى حلوان « 1 » راهزنى مىكنند و در زمين به فساد مىكوشند . سلطان نيز سپاهى بسيجيد و به سويشان روانه كرد ، كه آن دزدان را جام نيستى درچشاند و حتى از ايشان يكى بدان ديار واننهاد . از بازماندهء آن كردان گروهى به بارگاه بيامدند و بر عهده گرفتند كه آن راه از راهزنان نگه دارند . سلطان نيز امارت آن نواحى به امير بك ارسلان داد و آنگاه لشكريان به شهر مرند رفتند و بدانجا مقام كردند . در راه روم اميرى نامدار « 2 » بود ، نامش امير طغتكين . « 3 » از تركمانان گروهى بر او گرد آمده و روميان را از آسيب ايشان نصيب بود و از غزو و جهادش ، بهره رنج . به خدمت سلطان پناه آورد و بر عهده گرفت كه در تنگجاىهاى آن سرزمين لشكريان را راهبر باشد . چون به سلطان خبر دادند كه سرزمين گرجيان در روم عرصهء گمراهى و جايگاه كفر و سركشى گشته است ، آهنگ آن ديار كرد « 4 » و فرزندش ، سلطان جلال الدوله ملكشاه ، را در لشكرگاه
--> ( * ) در اينجا در متن مصحّح دكتر نور الدين « وقع » آمده كه نادرست است ؛ در نسخهء خطى « رفع » ( بالا برد ) آمده است - مترجم فارسى . ( 1 ) . حلوان شهرى است در سوى شمال باخترى عراق ، و اسدآباد در نزديكى آن واقع است . ( 2 ) . در اينجا ، در متن ، واژهء « مسير » بود كه مصحّف « شهير » دانسته شد و « نامدار » ترجمه گرديد - مترجم فارسى . ( 3 ) . در باب طغتكين ( در ابن اثير طغدكين ) ، نك . به : ابن اثير 10 / 13 . او نه در راه روم ، كه در ماوراء قفقاز بود . بونياتوف 189 . ( 4 ) . الب ارسلان يورش به بيزانس را راهبرى ، و با 180 هزار سوار سپاهى از سرزمين آذربايجان گذر كرد .